نامه سرگشاده جبهه ایرانگرایان به ملت ایران #برجام

هممیهنان گرامی،

برای آنانی از شما که پیگیر وضعیت کشور و گرفتاریهای اسفبار آن هستید، بسیار روشن شده است که ایران آبستن رخدادهای مهمی در آینده ای نزدیک است. سرنوشت هر ملتی برآیند کارکرد خود آن ملت و شرایط جهانی و منطقه ای است. بنابراین، ممکن است در همه آنچه که در جهان و منطقه می گذرد، ما دل نگرانان کشور، تنها تصمیم گیرندگان نباشیم ولی بیگمان می توانیم تاثیرگذار باشیم.

بزرگترین گام برای تاثیر گذاشتن بر امروز خود و فردای فرزندانمان، دوری از بی تفاوتی و بیرون رفتن از پوسته سستی و ترس است. تا زمانی که حساس بودن به وضعیت کشور و معترض شدن بر عملکرد حکومت، یک عمل سیاسی بیهوده شمرده می شود، ایرانمان در زیر بار بی تفاوتی فرزندانش بیشتر و بیشتر کمر خم می نماید. جمله “من سیاسی نیستم” شاید برای کوتاه مدت و برای برخی افراد، حاشیه ای از امنیت موقت ایجاد کند ولی به هیچ روی، دردی از دردهای پُرشمار هموطنان را درمان نخواهد کرد. زندگی روزانه ما به سیاست گره خورده است. چه دوست داشته باشیم و چه نپسندیم، امنیت، آزادی، رفاه و آبروی یک ملت از شرایط سیاسی تاثیر می گیرد. سکوت مرگبار پیشه نمودن و سختی ها و فساد را تا بینهایت تحمل کردن، پیامدی جز بدتر شدن روز بروز اوضاع نخواهد داشت. سیر روند زندگی در همه این چهار دهه، نشانگر این واقعیت است که با سکوت و یا نجواهای زیر لبی ناشی از ناخرسندی، نه تنها گرهی از مشکلات باز نشده بلکه اوضاع بدتر نیز گشته است.

گرفتاریهای تازه ای که با لغو برجام بر ملت تحمیل می شود و موج بزرگ دیگری از رکود و ورشکستگی اقتصادی را به همراه خواهد داشت، تهدیدات امنیتی و اقتصادی که از سوی برونمرز متوجه ایران است، فساد افسار گسیخته و سرسام آور دولتمردان و کارگزاران حکومت، سقوط شتابدار پول ملی و ناکارآمدی هیات حاکم در همه زمینه هایی که به زیست ملت مربوط می شوند، تصویر پیش رویمان را بیش از پیش تیره ساخته است. شرایط بگونه ای شده است که حکومت حتی زحمت رعایت نمودن ظواهر را نیز به خود نمی دهد و با سیاستهای نابخردانه خود در زوال همه شئون کشور، مقصر اصلی بوده و می باشد.

حضور جمعیت چشمگیر در پاسارگاد در هفت آبان ١٣٩۶، خیزش دلاورانه در صد شهر کشور در دیماه گذشته و موج بزرگ ارجگذاری به رضاشاه در هفته های اخیر، نشانگر برآمدن ایرانگرایی به عنوان گفتمان بلامنازع و مطرح در کشور بوده اند. اینها نشانه های برجسته ای از بیداری ایرانی و نگاه ملی در بخشی از مردم هستند که گرچه امیدوارکننده اند ولی بسنده نیستند. اگر ملیونها ایرانی ساکت و یا بی تفاوت نسبت به زندگی خود و هموطنانشان، به جرگه آن بخش از هممیهنان معترض افزوده شوند، عزمی ملی برای رستاخیزی ایرانی شکل می گیرد که با کمترین هزینه می تواند به تغییرات بنیادی و گسترده در کشور بینجامد.

ملتی که بحق خواستار زندگی شایسته و آبرومندی است، برای رسیدن به سعادت و بهروزی، باید بکوشد. هیچ ملتی بدون همت و تلاش جانانه، به آرمانهای ملی خویش دست نیافته است. بی تفاوتی و ترس بیمارگونه را از خود دور کنیم و برای احقاق حقوق شهروندی و انسانی خود، دست در دست هممیهن خویش بگذاریم.

پاینده ایران

جبهه ایرانگرایان: سازمان برونمرزی حزب پان ایرانیست، حزب مشروطه ایران (لیبرال دمکرات)  و جنبش رنسانس (نوزایی) ایرانی

Facebook Comments