درباره زنان میهنم

در باره زنان میهنم

هر کسی دارد ز خود عشقی به خاک میهنش
خاک میهن را پرستش میکند با جمله ذرات تنش
خاک من ایران من گنج من و فخر من است
پاسداری میکنم با خون خود از کشور و پیرامنش
بس نداها آمد از پژواک کوهش از رها اندیشگان
تا به سبزی و گلستانها گراید گرد گرد دامنش
خون لاله دشتها را طی نمود و از همه منزل گذشت
تا بشوید چرک بیداد از تمام مردمان و از تنش
یک زمانی نادر و وقت دگر شاهنشهان با وفا
یک به تدبیر و دگر طبل نبرد و کشتن اهریمنش
دختری کو دار زدجهل هراران ساله با دست خرد
یک تنه بشکست تنگ عمر دیوان آنکه میخوانی زنش
این وسط یک لاش مرده مانده نامش دین کین
کو عزاداری که بسپارد به خاک تازیان و مسکنش؟
اینکه خورشید از دماوندی به الوندی دمیدست ای جوان
نور مهر و نور ایزد باشد و جانبازی مرد و زنش
رایان راد

Facebook Comments