نژاد پرستی چیست؟

 

نژادپرستی نوعی تبعیض بسیار مخرب میان انسانهاو یک رفتار بسیار تند و خشن و پرقدرت براساس نژادشان است.
باوری را میتوان نژادپرست نامید که ادعا کند گروهی از انسانها بصورت ذاتی ودرونی وغیر اکتسابی نسبت به بقیه والاتر یا پست ترند و شایسته احترام و برخورداری ازحقوق برابر با سایر انسانها نیستند.
‏این طرز تفکر بسیار عقب افتاده و مشمئز کننده است و تنها میتواند میان انسانها و بخصوص میان مردمان کشوری همانند ایران که از اقوام گوناگونی تشکیل شده است اختلاف و جدایی بیاندازد و منجر به تجزیه کشور و از بین رفتن دوستی، عشق و اتحاد میان مردمان یک سرزمین شود.

‏هیچکسی نمیتواند به خاطر نژادش،رنگ پوستش،زبان مادری اش و کشوری که در آن متولد شده است،ازشخص دیگری بالاتر و بهتر باشد.
اینگونه تفکرات دیوانگی محض است و کسیکه اینگونه میپندارد باید بدون لحظه ای درنگ خود را به تیمارستان معرفی کند چرا که مغز او ذره ای قدرت فکر کردن و سبک سنگین کردن مسائل را ندارد.

و‎طن پرستی چیست؟
برای دانستن معنای وطن پرستی نخست به معنای وطن پرداخته شود؛ معنی واژه وطن در لغتنامه‌ دهخدا: جاباش مردم،جای باشش مردم،جای باشش، محل اقامت، مقام ومسکن و…
‏معنای آمده در فرهنگ فارسی معین نیز به معنای مقیم شدن درجایی،اقامت درجایی،محل اقامت،جای ‌باش،شهر زادگاه و نیز کشوری که شخص در یکی از نواحی آن متولد شده و نشو و نما کرده آمده است.
همچنین در جایی برای وطن ریشه‌ای ایرانی را قائل شده و آن را بهتر از تن معنا کرده‌ بودند.

‏اما برای دانستن معنای واژه پرستش نباید به ریشه آن توجه شود،این واژه مشتق از واژه پرستار و آن نیز مشتق از پرسیتار میباشد.حال باید دید پرسیتار چیست و به چه معناست:
پرسیتار از دو جزء تشکیل شده است، جزء نخست آن پرسی که معنای پیرامون و دو را دور را میدهد و جزء دوم ایستار، همان ایستادن یا ماندن هست.
‏منظور از این واژه ‎پرستش یعنی دورا دور هستیِ یک چیزی گشتن و آنرا به تمامی حفظ کردن است، بسانِ پرستاری که دورادور بیمارش میگردد تا از هستیِ او دفاع کند،بنابراین وطن پرستی به معنای دورادور هستی وطن گشتن و آنرا حفظ کردن و آن را از هرگونه گزند و زخمی دور ساختن و محافظت کردن است.

‏حال باید دید وطن فقط مشتی خاک است که باید دورادورش چرخید و از چهار گوشه آن مراقبت کرد و یا وطن را باید خاکی فرا انسانی،فرا مذهبی و فرا معنوی دید که با هستی و نیستی وگوشت وپوست وخون یک انسان گره خورده است؟
وطن را باید ورای همه چیز و همه کس دید،
وطن برای یک انسان باید مهمترین و با ارزشترین دارایی باشد.
‏آیا محافظت از وطن فقط به معنای دفاع از آن در برابر هرگونه تجاوز بیگانگان است و یا وطن در خود هویت، تاریخ، فرهنگ و هنر و ادبیات کهن و غنی وبی نظیری داردکه باید بسانِ تخم چشم ازآنان درمقابل هجمه اجنبی هاو بیگانگان محافظت کرد و دست نخورده و ناب و تحریف نشده، آن را تقدیم نسل های آینده کرد

ایران بدون تاریخ چند هزار ساله معنایی دارد؟
آیا ایران بدون کوروش و خشایار و داریوش و اردشیر و ارتمیس و پوراندخت،یا ایران بدون فردوسی و حافظ و سعدی و یا ایران تهی از قهرمانانی چون آرش و رستم و سیاوش و یوتاب فقط و فقط مشتی خاک همانند همه دیگر نقاط دنیا نیست؟

‏این فرهنگ وهنر و تاریخ ماست که ‎ایران را از دیگر کشورهای جهان متمایز میکند و احترام و ستایش جهانیان را برمی‌انگیزد وگرنه که یک فرد خارجی بخاطر دریای مازندران و یا طبیعت غرب ایران، قدم به این کشور نمیگذارد
چرا که میتواند دریایی با ساحلی بهتر و یا طبیعتی بِکرتر و زیباتر را در جاهای دیگر دنیا بیابد.
‏حال، یک انسان ‎وطن پرست کیست؟
یک انسان وطن پرست،حاضر است جان خود را برای حفظ و زنده نگاه داشتن فرهنگ،هنر،تاریخ و هویت ملی کشورخودکه هزاران سال است نسل به نسل چرخیده وسینه به سینه به حال منتقل شده است، بدهد.
‏یک انسان ‎وطن پرست ، تاریخ مملکتش را از بر بوده و سعی میکند راجع به تاریخ کشورش و آنچه که برسرش آمده بیشتر مطالعه کند تا بتواند دوست را از دشمن ووحقیقت را از دروغ تشخیص دهد.‌‎وطن پرست بر این باور نیست که نژادش برتر و بهتر از نژادهای دیگراست و نژادهایی دیگر شایسته احترام نیستند،بلکه یک انسان میهن دوست ضمن احترام به انسانهای دیگر با هر نژاد و رنگ و زبانی،به داشته های تاریخی،فرهنگی و هنری سرزمینش افتخار کرده و در نگهداری و زنده نگه داشتن ارزشهای بینظیر میهنش کوشاست.

کاری از بانو نازنین

Facebook Comments Box